مردم ایران دیگر بار در برابر پرسش همیشگی قرار گرفتند، که آیا رای بدهند یا نه؟

پرسش اصلی،  با رخداد های اخیر و فوران مطالبات مردم دیگر این نیست که باید رای داد یا خیر. پرسش اصلی این است که چگونه پس از انتخابات میتوان به مطالبات مطرح شده رسید. تجربه سال های گذشته نشان میدهند که هیچ کدام از نامزد های  رئیس جمهوری به دلیل تنگنا ها و بن بست های ساختاری نظام جمهوری اسلامی توانایی جامه عمل پوشاندن به خواسته های مردم را ندارند.

مناظره های تلویزیونی اخیر فرصت بی بدیلی به مردم داد تا نگاهی هر چند گذرا به آنچه در پشت پرده های حکومت میگذرد بیندازند.افشای فساد های مالی بلند پایگان رژیم، افشای شرکت آنان در قتل ها، اعدام ها، تبعیدها، انقلاب فرهنگی و ده ها مورد دیگر که در داد گاهی صالح نیاز به بررسی دارند، به مردم شوکی وارد کرد و پرده هایی را درید، که پیش بینی پیامد های آن در حال حاظر بسیار مشکل مینماید.

او در من و من درو فتاده           خلق از پی ما دوان و خندان

انگشت تعجب جهانی          از گفت و شنید ها بدندان

کاربدستان حکومت باید خود را آماده به پاسخ گویی به مردم کنند، چه احمدی نژاد بماند، چه موسوی بیاید.

حکومت که تلاش میکرد با فروکاستن انتظار مردم در رقابت انتخاباتی به شخصیت  کاندیداها و این که کدامشان کمتر دزدیده اند، انتخابات را در چارچوب کنترل شده ای نگاه دارد، ناگهان خود را در میان دریای پر آشوبی میبیند که کشتی نیم شکسته اش تاب مقاومت آن را در بلند مدت نخواهد آورد.

احمدی نژاد با تکیه به چندین ملیون رای که برای خود مطمئن میداند تلاش کرد طی مناظره هایش، مردم عادی کوچه و بازار را نیز به سوی خود براند.تاکتیکی که با شکست مفتضهانه ای روبرو  شد. زیرا که هر چه مردم عادی که تا کنون نسبت به نمایش انتخابات بی تفاوت بودند، بیشتر به میدان کشانده شوند، بخت احمدی نژاد کمتر خواهد شد.

پرده دری های احمدی نژاد اما، از خود اثر ماندگاری به جا خواهند گذاشت.

نظام در هر صورت نزد بسیاری از مردم مشروعیت خود را از دست داده است. کار به جایی رسیده که اگر کسی دزد و یا قاتل و دروغ گو نباشد (یا اینکه کمتر دزد و قاتل و دروغ گو باشد) فردی موجه جلوه میکند.

آشکار است که هیچ کدام از نامزد ها، نه توان تغیر ساختار های نظام ولایت فقیه را دارند و نه  اصولاخواستار آن هستند. به این ترتیب یکی از مهم ترین و بنیادی ترین خواسته های جنبش مدنی و آزادی خواهی ملت ایران که محدود کردن اختیارت رهبر مادام العمر و پاسخ گو نبودن او به ملت است، که چیزی به غیر از تداوم نظام سلطنت زیر نام دیگری نیست، بدون پاسخ میماند.

تنها زمانی میتوان از گردونه ی انتخاب میان بد و بدتر رهایی یافت، که میزان مطالبات و خواسته های مردمی از نامزد ها و از دولت آینده، پس از پایان انتخابات نیز، با شتاب و با فشار روز افزون پی گیری شود. با رفتن به خانه ها پس از انتخابات، باز هم چهار سال دیگر همین جایی خواهیم بود که اکنون هستیم. مهم نیست که موسوی انتخاب شود یا کس دیگر، چرا که موسوی نیز از همان آغاز سر سپردگی خود را به نظام و ولایت فقیه در شیپور دمید. مهم این است که فوران خواسته ها ی ملت به گونه ای  متمرکز به سوی دست یابی به آزادی و عدالت و حکومت قانون هدایت شوند.

با گسترش وهمگرایی نیروهای مردمی که خواسته های کم و بیش مشترکی دارند میتوان به حکومت، مطالبات خود را تحمیل کرد، همانگونه که نامزد ها مجبور شدند برخی از خواسته های نیروهای آزادی و برابری خواه را دربر نامه های انتخاباتی خود بگنجانند.

ملت ایران حضور خود در خیابان ها را اعتراض به نظام میداند. حال اگر حکومت آن را به حساب  آفریدن حماسه ای دیگر در تایید خود میداند حرف دیگری است. شعار ها از تهدید احمدی نژاد و خامنه ای در صورت تقلب در شمارش آرا تا آزادی زندانیان سیاسی را در بر میگیرد.

دو روز دیگر رئیس جمهور ایران برای 4 سال آینده مشخص خواهد شد. کار همبستگی ها و همگرایی ها اما از فردای آن تازه آغاز خواهد شد.

رضا عزیزی نژاد

21 خرداد 1388 خورشیدی

منبع مطلب: مقالات سیاسی

~ توسط امیرخان ضدآخوند در ژوئن 24, 2009.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: