•ژوئیه 15, 2009 • نوشتن دیدگاه

وطن پرنده پر در خون—داریوش

وطن نام تو نام نامداران
همه فصل تو بادا نوبهاران
وطن سبزی سپیدی سرخگونی
مبادا دشمنت را جز زبونی

خیزش سراسری مردم و بحران هژمونی در هیئت حاکمه!

•ژوئن 24, 2009 • نوشتن دیدگاه

سرانجام فشارده هاساله اقتصادی- سیاسی برجامعه ، خشم توده های را بر علیه رژیم جمهوری اسلامی ایران برانگیخته است.انتخابات ۲۲ خرداد ماه محملی شد تا مردم برعلیه رژیمی بپاخیزند که سی سال پیش برپایه زدوبندهای بین المللی و باتکیه بر سنت های ارتجاعی جهان تشیع ابداع گردید. از آنجا که این رژیم سنگ بنای حکومت خودرابر تعمیق باورهای دینی و گسترش خرافات قرارداد، لذا آن دسته از افراد جامعه جذب این حکومت شدند که آشکارا هرگونه پیشرفتی را در چارچوب افکار و عقاید «سیدالانبیا» جستجومی کردند. از هنگامیکه خمینی خودرا بعنوان «امام » و« نماینده خدا بر روی زمین» معرفی کرد، پیشرفت علم و دانش ، دمکراسی و آزادی سیر قهقرا پیمود. این حقیقت که آیا تمام سخنان سخیف خمینی با گفته های «سیدالمرسلین» مطابقت دارد یانه موضوع بحث ما نمی باشد، مسئله در اینجاست که تمام جور وستمی که بر جامعه وارد شد درچارچوب اکتشافات دین صورت گرفته است.

اعتراضات مردمی بر علیه کودتای جمهوری ولایت فقیه

هنگامیکه شالوده رژیم جمهوری اسلامی ایران بر ویرانه های رژیم شاهنشاهی بناگردید، عده ای مرتجع، درحالیکه برگشت به جامعه کهن را مد نظر داشتند، خودرا نمایندگان مردمی معرفی کردند که رؤیای جامعه نوینی را در سر می پروراندند. تو گویی خمینی در نقش شعبده بازی به میدان آمده بود که با دستیاری خامنه ای ، بهشتی ، رفنسجانی و دیگران بنا داشت سرمایه داری تجاری را بجای صنعتی و ارتجاع را بجای پیشرفت و ترقی خواهی معرفی و همسنگ جلوه دهد

اعتراضات مردمی بر علیه تقلب در انتخابات

پدیده ضدانقلاب جمهوری اسلامی ایران با مخفی ساختن خویش در پشت وعده و عیدهای پر طمطراق توانست برای مدت کوتاهی برای بخشی از جامعه یکسری بدفهمی و سوء تفاهم ایجادکند. رهبران جمهوری اسلامی ایران تا مدت مدیدی شعارهای آزادیخواهی و تساوی طلبی سردادند، اما دیری نپائید که ماهیت «ترقی خواهی» رژیم برای توده های مردم برملاشد.

اکنون مردم ایران باپشت سر گذاشتن دوره طاقت فرسای سی ساله بپا خاسته اند، بحران هژمونی در میان هیئت حاکمه به اوج تازه ای رسیده است.باوجودیکه تمام صحنه آرایی نمایش دینداری خمینی توسط خامنه ای ، رفسنجانی ، میرحسین موسوی و سایر شرکاء انجام شد، اما اکنون هرسه چهره قدرت فائقه سرمایه داری بوروکراتیک بجان هم افتاده اند. این جماعت که از آغاز حکومت اسلامی تا کنون خودرا مالک مال و منال مردم وتمامی ثروت ملی ایران دانسته اند، اکنون شریک جدیدی پیدا کرده اند. از آنجاکه در رژیم جمهوری اسلامی ایران قدرت دراختیار سرمایه داران بزرگ ، نهادهای ایدئولوژیک و مجریان خشونت است ، لذا پس از روی کار آمدن جمهوری اسلامی، درکنار سرمایه داران بازار قدرت نوظهوردیگری بنام سپاه پاسداران ایران پدیدآمده است. این قدرت جدیدهمان نهادهای ایدئولوژیک و مجریان خشونت می باشند.اگرچه شریک جدید درمقایسه با رفسنجانی از لحاظ سرمایه ضعیف تر است اما درعوض تجربه عملی خشونت و اندوخته قساوت و بیرحمی اش از رفسنجانی و شرکاء بیشتر است. درچنین شرایطی است که رفسنجانی ، میرحسین موسوی ، خاتمی و دیگران حاضر نیستند سود حاصله از سی سال دینداری و سروری قریش مأبانه خودرا با افرادی نظیر احمدی نژاد که نقش غلام حبشی را عهده دارشده است تقسیم کنند. تضاد عمیق برسر غارت و چپاول ثروت ملی ایران موجب شده است که اکنون یک شارلاتان بی فرهنگی مثل احمدی نژاد خودرا «پرهیزکار» معرفی کندو خامنه ای که شم تجاری اش درمحدوده مالکیت چند دانشگاه خصوصی و شرکت های متعلق به سپاه پاسداران خلاصه شده ، جانب احمدی نژاد را بگیرد تابه زورسرنیزه سیادت خودرا برشرکاء تحمیل کند.


درچنین وضعیتی روز بروز برشرایط بداقتصادی و نابسامانیهای اجتماعی افزوده می شود. برای مردم چاره ای نمانده جز اینکه بطور کلی از شر این حکومت ارتجاعی رهایی یابند. این کار میسر نیست مگر به بهای حضور میلیونی مردم در خیابانها و از دست دادن عزیزانی که هر روز توسط سپاه پاسداران و لباس شخصی ها در خون خود می غلطند.

هم اکنون جناح خامنه ای و رهبران سپاه پاسداران می کوشند بهانه ای پیدا کنند تا با قتل عام دستجمعی تظاهر کنندگان به خیال خود مردم را سرخورده و خانه نشین کنند. طی روزهای گذشته بیش از ۳۲ نفر از مبارزین در خیابانهای تهران وشهرستانها توسط پاسداران و لباس شخصی ها به قتل رسیده اند، علی رغم این خشونتها، اراده مردم برای احقاق حقوق خویش استوار تر شده است. مردم با هوشیاری قابل تحسینی ازدادن هرگونه بهانه به دست نیروهای سرکوبگر خودداری می کنند. این تیزبینی مردم درشرایطی بکار گرفته شده است که جناح خامنه ای مردم بی دفاع را نشانه گرفته و سعی می کند آنهارا به مسیرانتقام جویی ویا مقابله به مثل سوق دهدتا هرچه زودتر ماشین سرکوب خودرادرخیابانها علیه مردم بکار اندازد.

جناح خامنه ای – احمدی نژاد می کوشد به بهانه عقب نشینی و شمارش جدید تعدادی از صندوقها، درنهایت با دادن امتیازاتی به میرحسین موسوی و رفسنجانی اقتدار خودرا حفظ کند. بطور قطع پیش کشیدن شمارش چند صندوق فقط به قصدسرگرم کردن و فریب مردم است و درحالیکه میلیونها مردم در صحنه هستند هیچکس را یارای چنین سازشی نخواهد بود. هم اکنون روز بروز بر تعداد مبارزین و تظاهر کنندگان افزوده می شود و هدف آنها در این مرحله جلوگیری از استقرار دوباره حکومت احمدی نژاد است. شعارهای تظاهرکنندگان و ترکیب شرکت کنندگان در تظاهرات روزانه خیابانی نشان می دهد که توده های میلیونی طرفدار این یا آن کاندیدا نمی باشند. مردم با کل نظام مخالفندو باهدف به زیر کشیدن مافیای اقتصادی و جلوگیری از ادامه دیکتاتوری به خیابانها آمده اند. ازاینرو درشرایط کنونی امر وحدت و یکپارچگی در برابر سرکوبگران رژیم از اهمیت خاصی برخورداراست . مردم ایران برای آزادی و دمکراسی قیام کرده اند وبرای تحقق این هدف مبارزه می کنند. برای رسیدن به هدف بایستی مراحل مختلف مبارزاتی و تاکتیکهای ویژه ای را بکار گرفت. درقدم اول بایستی مطالباتی را که خواست عموم مردم ایران است در اولویت قرار داد. بنا براین درحال حاضر با دوراندیشی بایستی به تظاهرات روزانه ادامه داد و تاهنگامیکه انتخابات ۲۲ خرداد را بطورکلی ابطال نکرده اند از پا ننشینیم. مرحله بعدی برگزاری انتخاباتی آزاد، بدون دخالت شورای نگهبان درمعرفی و گماردن چند عنصر مورد نظر سران رژیم است، علاوه براین انتخابات بایستی با مشارکت و کنترل و نظارت سازمان ملل و شخصیتهای سیاسی بین المللی صورت گیرد.بطوریقین درچنین انتخاباتی مردم آزادانه نمایندگان مورد نظر خودرا انتخاب می کنند و راه برای مراحل بعدی مبارزه تا ساقط کردن کل نظام ضدمردمی جمهوری اسلامی ایران هموار تر خواهدشد.

نفتگران مبارز

روزهای قیام ۱۳۵۷ را بخاطر بیاورید، رژیمی که اکنون به مردم ایران حکومت می کند بمراتب از رژیم گذشته بدتر وخشن تراست. بنابراین وقت آن است که به میدان بیائید. به تشخیص وبا اراده خودتان شیر درآمد رژیم را ببندید . شما می توانید با این عمل انقلابی نقش ارزنده ای به عهده بگیرید و در این شرایط دشوار به یاری سایر هموطنان بشتابید. باردیگر ثابت کنید که: اگر طبقه کارگر اراده کند می تواند نقش مهمی در سرنوشت مردم و آینده ایران ایفاء نماید.

سازمان چریکهای فدایی خلق ایران

۲۹ خرداد ۱۳۸۸-۱۹ژوئن ۲۰۰۹

——————————————————–

A.C.P- Postfach 12 02 06-60115 Frankfurt am Main-Germany

Fax: 00-49-221-170 490 21

Web Site: http://www.iranian-fedaii

E-Mail: organisation@iranian-fedaii.de

منبع مطلب :مقالات سیاسی

داستان انتخابات و دوباره مراسم خمیه شب بازی دلقکها!

•ژوئن 24, 2009 • ۱ دیدگاه
با درود به همه شما یارانآره دوستان!خیلی وقته مطلبی ننوشتم و حرفی نزدم اما به همه کامنتها جواب دادم و هر روز حتی برای چند لحظه هم که شده سری به این سنگر قدیمی زدم و جویای احوال دوستان بودم.توی این مدت مشکلاتی گریبانم رو گرفت و هنوزم ول نکرده که هر کسی جای من بود به خدا بریده بود.همه مشکلات یک طرف و اینکه پاره تنت و بود و نبودت هم نفساش به شمارش بیفته از طرف دیگه مجالی برام باقی نگذاشته بود تا بیام و مطلبی بنویسم و ذوب شدگان در ولایت و جمیع صیغه زادگان به خیالشون که امیرخان ضد آخوند هم رفت کلی خوشحال شدند و حال بیخود کردند که زهی خیال باطل که امیرخان تا جان در بدن داره هرگز از صحنه مبارزه به در نمیشه!

داستان انتصابات!( شما بخوانید انتخابات)در جمهوری آخوندی اسلامی


دوباره سردمداران حکومت دستاربندان دارن به این در و اون در میزنن تا دوباره یه جوری سر این مردم ساده و فلک زده رو شیره بمالند و اونها رو به پای صندوق های رای بکشونند و دوباره چهارسال بدبختی و آوارگی رو تمدید کنند و به چپاول خودشون ادامه بدند.نیمه های شبه و من هم خسته ام!قول میدم که با چند تا مطلب خوب و دست اول توی این هفته آپ کنم.فقط خواستم اینو یادتون بندازم که حرفای دروغ و فریباکارانه احمدی نژاد رو یادتون هست قبل از انتخابش؟یادتون هست درباره جوونا و مدل مو و لباس چه حرفایی میزد؟درباره پول نفت و درباره قشر کم درآمد و یارانه و خیلی از چیزا؟به کدومش عمل کرد؟چقدر از مشکلاتتون حل شد؟چقدر تورم کمتر شد؟چقدر زندگی و جامعه بهتر شد؟فاصله طبقاتی و اقشار چقدر کمتر شد؟اگه یادتون هست پس این بار دیگه گول نخورید.دوستان من یاران ایران زمین سگ زرد برادر شغاله اینو همیشه به خاطر بسپارید!موسوی و احمدی نژاد و کروبی و رضایی و این و اون نداره!!هر کسی که توی این نظام در رده های بالا داره کار میکنه و توسط رهبر و اون مجلس پیرپاتالهای خبرگان تاییدش میکنن از ایناست و برای اینا کار میکنه و نه برای من و توی ایرانی!من نمیگم رای بده یا رای نده!اصلا در جایگاهی نیستم که چنین حرفی رو بزنم اما همیشه گفتم بازم میگم اگه بالای دار هم ببرنم میگم.این آخوندکهای دستاربند دروغ میگن!ایرانی نیستن!دلشون برای من و توی ایرانی نمیسوزه! و باید دست به دست هم این عربزادگان رو از وطنمون بیرون کنیم!دین هر کسی توی دلشه و ربطی به حکومت نداره.دموکراسی و سکولار بودن دوای درد این وطن بیمار ماست.پس یاران منشینید خموش……

مردم ایران دیگر بار در برابر پرسش همیشگی قرار گرفتند، که آیا رای بدهند یا نه؟

•ژوئن 24, 2009 • نوشتن دیدگاه

پرسش اصلی،  با رخداد های اخیر و فوران مطالبات مردم دیگر این نیست که باید رای داد یا خیر. پرسش اصلی این است که چگونه پس از انتخابات میتوان به مطالبات مطرح شده رسید. تجربه سال های گذشته نشان میدهند که هیچ کدام از نامزد های  رئیس جمهوری به دلیل تنگنا ها و بن بست های ساختاری نظام جمهوری اسلامی توانایی جامه عمل پوشاندن به خواسته های مردم را ندارند.

مناظره های تلویزیونی اخیر فرصت بی بدیلی به مردم داد تا نگاهی هر چند گذرا به آنچه در پشت پرده های حکومت میگذرد بیندازند.افشای فساد های مالی بلند پایگان رژیم، افشای شرکت آنان در قتل ها، اعدام ها، تبعیدها، انقلاب فرهنگی و ده ها مورد دیگر که در داد گاهی صالح نیاز به بررسی دارند، به مردم شوکی وارد کرد و پرده هایی را درید، که پیش بینی پیامد های آن در حال حاظر بسیار مشکل مینماید.

او در من و من درو فتاده           خلق از پی ما دوان و خندان

انگشت تعجب جهانی          از گفت و شنید ها بدندان

کاربدستان حکومت باید خود را آماده به پاسخ گویی به مردم کنند، چه احمدی نژاد بماند، چه موسوی بیاید.

حکومت که تلاش میکرد با فروکاستن انتظار مردم در رقابت انتخاباتی به شخصیت  کاندیداها و این که کدامشان کمتر دزدیده اند، انتخابات را در چارچوب کنترل شده ای نگاه دارد، ناگهان خود را در میان دریای پر آشوبی میبیند که کشتی نیم شکسته اش تاب مقاومت آن را در بلند مدت نخواهد آورد.

احمدی نژاد با تکیه به چندین ملیون رای که برای خود مطمئن میداند تلاش کرد طی مناظره هایش، مردم عادی کوچه و بازار را نیز به سوی خود براند.تاکتیکی که با شکست مفتضهانه ای روبرو  شد. زیرا که هر چه مردم عادی که تا کنون نسبت به نمایش انتخابات بی تفاوت بودند، بیشتر به میدان کشانده شوند، بخت احمدی نژاد کمتر خواهد شد.

پرده دری های احمدی نژاد اما، از خود اثر ماندگاری به جا خواهند گذاشت.

نظام در هر صورت نزد بسیاری از مردم مشروعیت خود را از دست داده است. کار به جایی رسیده که اگر کسی دزد و یا قاتل و دروغ گو نباشد (یا اینکه کمتر دزد و قاتل و دروغ گو باشد) فردی موجه جلوه میکند.

آشکار است که هیچ کدام از نامزد ها، نه توان تغیر ساختار های نظام ولایت فقیه را دارند و نه  اصولاخواستار آن هستند. به این ترتیب یکی از مهم ترین و بنیادی ترین خواسته های جنبش مدنی و آزادی خواهی ملت ایران که محدود کردن اختیارت رهبر مادام العمر و پاسخ گو نبودن او به ملت است، که چیزی به غیر از تداوم نظام سلطنت زیر نام دیگری نیست، بدون پاسخ میماند.

تنها زمانی میتوان از گردونه ی انتخاب میان بد و بدتر رهایی یافت، که میزان مطالبات و خواسته های مردمی از نامزد ها و از دولت آینده، پس از پایان انتخابات نیز، با شتاب و با فشار روز افزون پی گیری شود. با رفتن به خانه ها پس از انتخابات، باز هم چهار سال دیگر همین جایی خواهیم بود که اکنون هستیم. مهم نیست که موسوی انتخاب شود یا کس دیگر، چرا که موسوی نیز از همان آغاز سر سپردگی خود را به نظام و ولایت فقیه در شیپور دمید. مهم این است که فوران خواسته ها ی ملت به گونه ای  متمرکز به سوی دست یابی به آزادی و عدالت و حکومت قانون هدایت شوند.

با گسترش وهمگرایی نیروهای مردمی که خواسته های کم و بیش مشترکی دارند میتوان به حکومت، مطالبات خود را تحمیل کرد، همانگونه که نامزد ها مجبور شدند برخی از خواسته های نیروهای آزادی و برابری خواه را دربر نامه های انتخاباتی خود بگنجانند.

ملت ایران حضور خود در خیابان ها را اعتراض به نظام میداند. حال اگر حکومت آن را به حساب  آفریدن حماسه ای دیگر در تایید خود میداند حرف دیگری است. شعار ها از تهدید احمدی نژاد و خامنه ای در صورت تقلب در شمارش آرا تا آزادی زندانیان سیاسی را در بر میگیرد.

دو روز دیگر رئیس جمهور ایران برای 4 سال آینده مشخص خواهد شد. کار همبستگی ها و همگرایی ها اما از فردای آن تازه آغاز خواهد شد.

رضا عزیزی نژاد

21 خرداد 1388 خورشیدی

منبع مطلب: مقالات سیاسی

وقتي تجاوز به نواميس مردم مي شود تقوا!

•دسامبر 28, 2008 • ۱ دیدگاه
با درود به هموطنان عزیز و یاران گرامی بعد
از غیبتی طولانی و عرض پوزش از همه یاران امروز بر آن شدم تا درباره شقی
ترین و بی رحم ترین مهره حکومت اسلامی مطلبی بنویسم تا دوستانی که سعید
مرتضوی قاتل و جلاد و کسی که خون انسانهای بیگناهی از پنجه هاش میچکه رو
نمیشناسن بهتر بدونن که اون کیه!
حتما
برنامه کوله پشتی را که فرزاد حسنی مجری آن بود و از شبکه سه سیمای ولایت
فقیه پخش میشد یادتون هست که البته قبل از اون سردار رادان مهمان
برنامه بود و برخورد جسنی و تذکری که بهش دادن که پاتو بیشتر از گلیمت
دراز نکن!حسنی از مرتضوی سوالی پرسید که شما با این سن و سال نسبتا کم پست
خیلی مهمی دارید که جواب مرتضوی برام جالب بود!
مرتضوي در جواب اينكه
شما چرا اينقدر با توجه به اينكه جوان هستيد از من و خيلي هم سن هايتان
جلو هستيد به مجري برنامه گفت بخاطر « تقوا » و اكنون با هم مروري مي كنيم
بر زندگي ايشان و ببينيم چه شد كه سعيد مرتضوي كه ديروز قاتل مطبوعات بود
امروز بنام امنيت اخلاقي حكم اعدام مي دهد ؛

saeid ghatel


سعید مرتضوی قاضی داگاههای کرمان، دادگاه امنیتی تهران (ویژه صدور احکام وزارت اطلاعات)، دادگاه مطبوعات و دادستان کنونی تهران از سال ۱۳۸۱ و بانی راه اندازی مجدد داستانی در قوه قضائیه است.
وی از سوی دولت
کانادا و کمیته اصل ۹۰ مجلس ششم[۱] پیرامون قتل زهرا کاظمی روزنامه نگار و عکاس ایرانی – کانادایی که در بازداشت دادستانی تهران کشته شد، مقصر اعلام شده‌است.انجمن صنفی مطبوعات
در بیانیه‌های متعدد وی را متهم به دست داشتن در کنترل و سانسور مطبوعات
با ارسال دستور العمل‌های مختلف و تهدید روزنامه نگاران کرده‌اند. [۲]
[۳]در سن ۱۹ سالگی به عنوان دادیار و سپس در سن ۲۰ سالگی بعنوان رییس دادگاه عمومی شهر بابک منصوب می‌گردد. پست‌های دیگر وی به ترتیب ریاست شعبه ۹ دادگاه عمومی تهران، شعبه ۳۴ مجتمع قضایی کارکنان دولت و نهایتا شعبه ۱۴۱۰ دادگاه مطبوعات بوده‌است.وی در جریان محاکمه روزنامه اصولگرای کیهان ( که حسین شریعتمداری
مدیر مسئول و نماینده ولی فقیه در آن است ) که با شکایت برخی شکات خصوصی
برگزار شده بود ، پنج تن از اعضای هیات منصفه را بهانه عدم حضور در دادگاه
برای ۲ دو سال از عضویت در هیات منصفه محروم کرد. وی گفت که این حکم قطعی
و غیر قابل اعتراض است. [۴]وی بعنوان قاضی دادگاه مطبوعات پس از شکایت
ستاد احیای امر بمعروف و نهی از منکر
از مجله آدینه بدلیل چاپ داستانی که به ادهای این ستاد غیر اسلامی بوده
است، با وجود رای هیات منصفه برای تخفیف در مجازات این نشریه را پس از ۱۱
سال فعالیت توقیف کرد.[۵]
سعيد
مرتضوي از بسيجيان فعال استان يزد بود كه در سال 1365 به عنوان ضابط قضايي
طرح كوثر به دادگستري استان يزد معرفي مي شوند ايشان در آنزمان شانزده
ساله بوده كه به عنوان ضابط قضايي وظيفه دستگيري و شناسايي متهمان را بر
عهده مي گيرد ، دو سال بعد سعيد مرتضوي به عنوان سرباز در سيستم قضايي
مجددا به كار گرفته مي شود و خدمت نظام وظيفه خويش را در يكي از دادگاههاي
دادگستري استان يزد به عنوان قاضي اجراي احكام در حاليكه هيچ گونه تحصيلات
قضائي را به جز همان بسيجي بودن و به قول خودش گير دادن و مورد جمع كردن
در سطح استان نداشته ! ( البته بماند كه ايشان اكنون خود را دكتراي جرم
شناسي مي دانند كه هيچ گاه به دانشگاه محل تحصيلشان هم اشاره نمي كنند ) .
در همين خدمت مقدس سربازي به عنوان قاضي اجراي احكام بوده كه برادر سعيد
مرتضوي تقوايشان گل مي كند و قصد تجاوز به يك زن شوهر دار كه شوهرش در
زندان بسر مي برد را مي نمايد ! ماجرا از اين قرار است :
فردي به اتهام
پانصد هزار تومان چك بلا محل به زندان مي افتد ، همسرش ماهها براي پيگيري
پرونده نزد شعبه بازداشت كننده ايشان مي رود كه در يكي از اين رفت و آمدها
سعيد مرتضوي به ايشان مي گويد كه در حال مطالعه پرونده هستم و آخر وقت
اداري بيايند ، آخر وقت اداري وقتي آن خانم مراجعه مي كنند سعيد مرتضوي به
ايشان مي گويد كه تمام پرونده و سرنوشت همسرت در دست من است و مي توانم
اصلا ايشان را به اتهامات ديگر نيز در زندان نگه دارم و تنها راه چاره اين
هست كه من شبي با شما باشم ! ، همسر درمانده به منزل مي رود و فردايش از
سر ناچاري ماجرا را با زن صاحبخانه اش كه در طبقه پائين محل سكونتش بوده
در ميان مي گذارند همسر صاحب خانه (الف . ت ) از فرماندهان تيپ الغدير
سپاه يزد بوده اند كه هنگامي كه زن صاحب خانه موضوع را به اطلاع همسر مي
رساند ايشان تصميم مي گيرند با موضوع برخورد نمايند و به زن زنداني مي
گويند قرار را با سعيد مرتضوي بگذار و القصه برادر مرتضوي را در خانه
زنداني براي ارتكاب خواسته شان بازداشت مي كنند و موضوع را همان شب به
اطلاع امام جمعه يزد و سپاه يزد و دادگستري مي رسانند ، برادر مرتضوي چند
روز بعد آزاد مي شود و به داستاني انتظامي قضات در تهران اعزام مي شوند
منتها آقاي مرتضوي كه قرار بوده براي محاكمه به تهران برود از يزد توقف
كوتاهي در قم مي كنند و خدمت آيه الله مشكيني و امامي كاشاني مي روند (
آيه الله مشكيني از بستگان مادري ايشان مي باشند ) و نامه و سفارشي مي
گيرند تا اين تهمت !! را از ايشان پاك كنند ، با همين نامه بود كه سعيد
مرتضوي كه به اتهام تجاوز به عنف به تهران آمده بودند مي شوند قاضي دادگاه
9 عمومي تهران و بعد از گذشت مدتي مي شوند قاضي شعبه 34 يا همان 1410 كه
دادگاه امنيتي بوده يعني احكام وزارت اطلاعات را صادر مي كرده در همين
دادگاه بود كه بعدها وظيفه رسيدگي به اتهامات مطبوعاتي نيز به ايشان موكول
شد و اينچنين سعيد مرتضوي بخاطر تقواي بيش از اندازه شان از يزد به تهران
رسيد و اكنون به عنوان دادستان تهران احكام اعدام كساني را صادر مي كند كه
خودش نيز روزگاري به آن اتهام مبتلا بوده و براستي اگر عدالت در اين كشور
اجرا مي شد ، سعيد مرتضوي بخاطر دست درازي به ناموس مردم و يا بعدها به
اتهام مشاورت در قتل زهرا كاظمي حكمش چه بود ؟ متهم بود يا دادستان .
فاعتبروا یا اولی الابصار…!!
پي نوشت :
از اين ماجرا بسياري مطلع
هستند از جمله حسين انصاري راد و مهدي كروبي ، برايم سئوال است كه اين
سكوتشان براي چه هست ؟ آقاي انصاري راد حتي با آن همسر زنداني در كميسيون
اصل نود مجلس ديدار هم كرد و مشروح حرفهاي ايشان را هم ضبط نموده حالا از
سر چه هست كه اين مسئله را عنوان نمي كنند برايم سئوال هست؟

منبع زندگینامه:ویکیپدیای فارسی

انجام عمل جنسی(تفخیذ)با دختر شیرخواره؟؟!

•نوامبر 11, 2008 • 2 دیدگاه

السلام علیک یا روح الله

کسیکه زوجه اى کمتر از نه سال دارد وطى (۱) او براى وى جایز نیست چه اینکه زوجه دائمى باشد، و چه منقطع ، و اما سایر کام گیریها از قبیل لمس بشهوت و آغوش گرفتن و تفخیذ (۲) اشکال ندارد هر چند شیرخواره باشد … – تحریرالوسیله آیت الله خمینی، جلد سوم، ترجمه آیت الله خامنه ای – منبع (۱- وطی یعنی آمیزش جنسی – منبع. ۲- تفخیذ یعنی مالیدن آلت جنسی به ران – منبع)

آیا این جواز انجام عمل جنسی با بچه هاست؟ آقای تشیعی میگه نه. “این حکم بعدا تغییر کرده” ایشون می گه. “اگر کسی به استناد این حکم بلایی سر بچه ای آورده باشه میشه آیت الله خمینی رو بدلیل دادن اجازه شرعی اینکار محاکمه کرد؟”
برای شنیدن فایل صوتی این گزارش اینجا کلیک کنید.اگر به هر دلیلی موفق به شنیدن
فایل نشدید و آدرس مسدود و یا فیلتر شده بود اینجا کیلک کنید.
تمام موارد و حکم درج شده با سند و منبع لینک شده است و میتوانید به منبع مراجعه
کنید…من که روم نمیشه اصلا حرفی بزنم قضاوت باشما

Image and video hosting by TinyPic

تبار و اصل و نسب امام خمینی(تولد تا مرگ)

•نوامبر 11, 2008 • نوشتن دیدگاه

body {background-color: white; font-family: «Tahoma»; font-size: x-small;direction: rtl} با درود به همه هموطنان آریایی و درود بر روح پرفتوح شنشاهان ایران زمین

امروز بر آن شدم تا درباره روح الله خمینی از تولد تا مرگ مطلبی بنویسم و براساس مستندات تاریخی و خاطرات برادر تنی ایشان آیت الله پسندیده پی به اصل و نسب و تبار کسی ببریم که باعث انقراض حکومت پادشاهی در ایران بعد از ۲۵۰۰ سال و مسبب به وجود آمدن این چنین روزگار سیاهی برای ایرانیان شد.
این نوشتار براساس مستندات و منابع موثق درج و آدرس هر مرجع لینک شده است

خمینی در تبعید

زندگی:
نام پدرش سید مصطفی موسوی و نام مادرش هاجر احمدی بود. وی در پنج ماهگی پدر خود را از دست داد و تحت سرپرستی مادر و عمه‌اش پرورش یافت.گرچه سال تولد وی طبق شناسنامه سال ۱۲۷۹ است، اما خود تصریح کرده‌است، که تاریخ صحیح آن ۳۰ شهریور ماه ۱۲۸۱ است.مرگ او رسما در روز ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ ثبت شده است. سن او در آن هنگام ۸۷ سال بود. تشییع جنازه وی با شرکت وسیع هوادارانش صورت گرفت و انعکاس جهانی زیادی داشت.فرزندان وی مصطفی، صدیقه، فریده، لطیفه، فهمیه، سعیده، و احمد هستند.

تبارنامه امام خمینی بر اساس مستندات،شواهد و خاطرات برادرش آیت الله پسندیده:

ریشه و تبار او به درستی معلوم نیست. در [۱] – المولد والنشأةاو را عرب تباری می دانند که نیاکانش از سرزمین های عربی به هندوستان کوچ داده شده اند. پیشوند سید در نام او که خود نیز به آن معترف بوده و در نامه های رسمی و غیر رسمی خود را با آن می نامیده است گواه عرب زاده بودن او است [۲].

برادر تنی وی آیت‌الله پسندیده در خاطراتش حضور نیاکانشان را در هند تأیید کرده است[۲] (محتوای این مطلب پیش‌تر نیز در تاریخ ۱۶ دی ۱۳۵۶ به وسیله روزنامه اطلاعات، در دوران حکومت پهلوی چاپ شده بود):

سید رو�‌الله خمینی
برای مقدمه می‌نگارم؛ با این که من سید مرتضی هندی سابق و پسندیده فعلی در نظر نداشتم و ندارم در عداد نویسندگان و یا گویندگان درآیم و در خودم صلاحیت و لیاقت مطلب نگاری را نیافته‌ام ولی بر حسب ضرورت و لزوم و شاید تکلیف الهی و شرعی موظف باشم مختصری از نسب نامه خودم و بالاخص برادر کوچک و گرامم حضرت امام خمینی مرجع عالی قدر تقلید اکثریت قاطع تشیع و رهبر عالی مقام مسلمین ایران و ممالک و ملل اسلامی و مستضعفین دنیا را تا آنجا که در نظر دارم و تماس داشته و با ادله قطعیه و شواهد موجود دریافته‌ام یا با قرائن و شواهد و همچنین امارات برایم ظن حاصل شده با توجه به مشهودات هشتاد و چند ساله و معلومات خاص خودم از قباله‌ها و مهرنامه‌ها و نوشته‌های موجود و اطلاعات و گفتارهای بزرگ ترهای فامیل و اقوام که در حافظه‌ام مانده بدون تعریف و تمجید یا تنفیذ و تکذیب و یا اغراق و طرفداری از اقوام و اقارب یا طرد و رد افراد ناموافق یعنی مخالفین و احیاناً دشمنان احتمالی و یا یقینی، از روی نهایت صحت و حقیقت برای ضبط در تاریخ بنویسم و خداوند را به شهادت می‌طلبم که علاقه و دوستی با اشخاص و یا کدورت و نقار با افراد و جماعت در احوال من سال‌های سال است تأثیر خلاف گویی را زدوده و با موافق و مخالف جز راه راستی و عدل و حق و انصاف طریق دیگری در پیش ندارم.بر پایه اظهارات ادوارد ویلت، پدر بزرگ پدری وی سید احمد موسوی هندی، زاده روستای کینتور در منطقه بربنکی در ایالت اوتار پرادش उत्तर प्रदेश، هندوستان بود. [۳]

نظر دیگری نیز هست که عنوان می‌کند: جد او یکی از علمای نیشابور به نام «سیدمحمد» بود که به هندوستان رفت و در دهلی اقامت گزید. عمادالدین باقی در ویژه نامه مورخ ۱۲ خرداد ۸۴ روزنامه شرق گفته‌است:[۴]

ناگفته نگذاریم که چون در میان شیعیان، سنت شجره نویسی برای سادات مرسوم بوده و بدین وسیله سلسله نسب سادات تا رسیدن آنها به یکی از ائمه شیعه کم وبیش ثبت می‌شده‌است، سیادت حضرت امام از این نظر امتیازی محسوب می‌شد که راه گمانه زنی و شناخت در شجره نامه و خاندان ایشان را هموار می‌کرد. یکی از روایات مذکور در این مورد چنین است که طبق نظر یکی از نسابیون در سال ۷۶۶ ه. ق کاروان کوچکی از طرف عارف بزرگ سیدعلی همدانی به سرپرستی سیدحیدر موسوی صفوی اردبیلی از ایران که آن زمان در شورش و جنگ و خون گرفتار بود عازم بود عازم کشمیر می‌شوند تا اسلام را تبلیغ کنند. سیدحیدر داماد و خواهرزاده میرسیدعلی همدانی بود که میرسیدعلی همدانی با ۱۷ واسطه از پدر و ۱۶ واسطه از مادر به امام حسین می‌رسد و این سید حیدر جد اعلای امام است… و اما روایتی که بیشتر از همه مشهور شده این است که سلسله نسب امام خمینی به میرحامدحسین می‌رسد. در زمان شاه سلطان حسین صفوی، یکی از علمای نیشابور به نام «سیدمحمد» به هندوستان رفت و در دهلی اقامت گزید. فرزندان وی در مناصب دولتی درآمدند و کم کم اهمیت پیدا کردند… سیداحمد چندی پس از شهادت پدرش دین علیشاه، از کشمیر به عتبات نجف و کربلا عزیمت کرد. شاید این سفر (در حدود سال‌های ۱۲۴۰ تا ۲۵۰ هجری قمری) به این منظور بوده که هم از خصومت‌ها در امان باشد و بتواند در آتیه جای خالی پدر را پر کند و هم تعالیم دین را بیاموزد. او به دلیل حافظه نیرومندی که داشته به سرعت به مقامات علمی والایی نائل می‌شود و از مراجع وقت نجف اجازه اجتهاد دریافت می‌کند. او در نجف با افراد مهاجر آشنا می‌شود که یکی از آنها فردی به نام یوسف خان است که اهل روستای «فرفهان» یا «فراهان» از توابع خمین بوده‌است. توضیح نگارنده مطلب
چون دوستان اکثرا اتفاقات و رخدادهای انقلاب سیاه و ننگین۵۷ را بهتر از این حقیر میدانند لذا سعی کردم بیشتر به ذکر مطالبی بپردازم که کمتر درباره آن صحبت و برخی شاید همواره سانسور شده باشد.
برخی فعالیتهای سیاسی و برخورد با مخالفین:
پس از

انقلاب ایران به فرمان سید روح‌الله خمینی، برای محاکمه مقامات نظام شاهنشاهی پهلوی، صادق خلخالی به عنوان حاکم شرع دادگاههای انقلاب منصوب شد[۱۹].

با دستور سید روح‌الله خمینی، در ۲۴ بهمن ۱۳۵۷ دادگاههای انقلاب مسئول محاکمه مسئولین اجرایی-امنیتی نظام پادشاهی گشتند و عدهٔ با رای این دادگاه در روزهای نخستین اعدام شدند. در پاسخ به سازمانها و نهادهای غربی حقوق بشر، سید روح‌الله خمینی اینگونه پاسخ داد: «اینها،متهم نیستند بلکه محکومند و باید به عنوان محاربه از روی زمین برداشته شوند.اصل این است که ما اینها را محاکمه نکنیم چون اینها محکومند.وی در توجیه اعدام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ طی نامه‌ای چنین نوشت:

سید رو�‌الله خمینی
از آنجا که منافقین خائن به هیچ وجه به اسلام معتقد نبوده و هر چه می‌گویند از روی حیله و نفاق آنهاست و به اقرار سران آنها از اسلام ارتداد پیدا کرده‌اند، با توجه به محارب بودن آنها و جنگ کلاسیک آنها در شمال و غرب و جنوب کشور با همکاری‌های حزب بعث عراق و نیز جاسوسی آنها برای صدام علیه ملت مسلمان ما و با توجه به ارتباط آنان با استکبار جهانی و ضربات ناجوانمردانهٔ آنان از ابتدای تشکیل نظام جمهوری اسلامی تاکنون، کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‌کنند، محارب و محکوم به اعدام می‌باشند.»[۲۱][۲۲][۲۳]

منابع:

پایگاه اطلاع‌رسانی امام خمینی(نقل مطالب این سایت با ذکر مأخذ مجاز است.)

صحیفه نور

روزنامه اطلاعات(آرشیو) 16 دی 1356

خاطرات آیت الله پسندیده(برادر آیت الله خمینی)

توضیح نویسنده:
مطالب درج شده عینا از ویکی پدیای فارسی و سایت آیت الله خمینی درج شده و همگی مستند و با ذکر مرجع میباشد.

سید رو�‌الله خمینی


Image and video hosting by TinyPic